رمان

°~☆رمان☆~°
پارت~1
نام رمان~دشمن من
........
من=ایزوکو توی این داستان دختره
باکوگو پسره
ایزوکو+باکوگو-ایزاوا&
بقیه رو هم تو رمان میگم
&قراره شب به مهمونی ببریمتون کلاس A1
۵ساعت وقت دارید آماده شید بعدش میریم مهمونی
همه=چشم سنسه
اوراراکا*
*دکو کون تو چی میپوشی ؟
+خب من اینو میپوشم
من= عکس لباسو براتون میزارم
کریشیما٪
٪هی باکوگو کی میخوای به ایزوکو اعتراف کنی؟
-نمیدونم نفله
٪منو ببین گوشتو بیار ...
-باشه
٪فهمیدی ؟ باید سعی کنی زود تر به ایزوکو اعتراف کنی
-ا نفله ی دوتیکه💢
من=چیزی که کریشیما به باکوگو گفت :تودوروکی هم مثل تو ایزوکو رو دوست داره سعی کن زود تر بهش اعتراف کنی !
من=ایزوکو اولین نفر آماده شد
من=ایزوکو خیلی خوشگل شدیییی🥹🎀
+ممنونننن😄🍓
من=نصف بچه ها آماده شده بودن ایزوکو رفت بالا و تخته اسکیتشو آورد
-نفله اون برای چیته؟
+الان میفهمی کاچان میشه کیفم رو بگیری لطفا
-باشه نفله
من =ایزوکو با یه حرکت خفن از نرده های پله پایین رفت و چند تا حرکت هم پشت سر هم زد همه دهنشون باز مونده بود 🤣🗿
کامیناری@مینتا"
"واو ایزوکو این کاره بودی نشون نمیدادی
*خیلییییی خفنننن بوددددددد دکو کوننننن
@دادا خیلی خوب رفتی دیگه چی بلدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اشیدو>
>وااااووووووووو
+برام خیلی اسونه😁
-ایزوکو تو واقعا الان این کارو کردی ؟ چطور منکه از بچگی باهات بودم نمیدونستم؟؟؟؟؟
+🤣🤣
+اوم اینارو هم بلدم
من=چند تا حرکت دیگه هم زد 🗿
دیگه رسما همه پشماشون ریخته بود🤣
و...
ادامه دارد....
..........
دیدگاه ها (۰)

اینم لباس دکو توی رمان=دشمن من

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط